معنی چلچراغ
6 بازدید
[ چِ چِ ] (اِ مرکب) نخلی باشد از چوب یا نقره که چراغهای بسیار در آن می افروزند. (آنندراج). نخلی چوبین و یا برنجین و یا نقرگین که چراغ بسیار در آن افروزند. (ناظم الاطباء). نوعی جار یا قندیل بزرگ که انواع بلورین یا سیمین و زرین در ساختمانهای مجلل برای روشن کردن سالنها بکار برند. چراغ واره. چراغ بره. چراغواره. چراغدان : بهار آمد آن کیمیاساز باغ کز او بوتهٔ گل شود چلچراغ.طغرا(از آنندراج). نیست یکشب که ز سوز دل صدپارهٔ ما چلچراغی به سر تربت ما روشن نیست. تأثیر (از آنندراج). <۵۳۰۶۴۰۰۶۰۱۸۲۲۴۰۱>... || در بعضی رسایل به معنی نوعی از آتش بازی دیده شده. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «چلچراغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر