معنی چلونک
6 بازدید
[ چَ نَ ] (اِ) درخت و بوتهٔ خربزه را گویند. (برهان) (آنندراج). همان جلونک است. (شرفنامهٔ منیری). جلنگ. بیاره و بتهٔ خربزه و هندوانه و کدو و خیار و نظایر اینها. و رجوع به جلنگ و جلونک شود. || تخم خربزه یا گل آن. (ناظم الاطباء). || (اِخ) نام شخصی بوده است. (برهان) (جهانگیری) (رشیدی).[ چَ نَ ] (اِخ) دهی از دهستان پسکوه بخش قاین شهرستان بیرجند که در ۷۲ هزارگزی جنوب باختری قاین و ۴۱ هزارگزی باختر راه شوسهٔ عمومی قاین به بیرجند واقع است. جلگه و گرمسیر است و ۱۴۱ تن سکنه دارد. آبش از چشمه و قنات. محصولش غلات. شغل اهالی زراعت، مالداری و قالیچه بافی و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «چلونک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر