معنی چلنگر
6 بازدید
[ چِ لِ گَ ] (ص) چلینگر. چیلانگر. آنکه آهن آلات خرد از قبیل زنجیر و انبر و میخ و امثال آن سازد. آهنگر که چیزهای آهنین خرد و ریز چون میخ و زنجیر و جزآن سازد. کسی که قفل و کلید و چفت و زره و چیزهای آهنین خرد از این قبیل سازد یا تعمیر کند. قفل ساز. سازندهٔ قفل و کلید و نظایر آنها. آنکه چلنگری داند و چلنگری کند. و رجوع به چلنگرخانه و چلنگری شود.
کلمات همقافیه با «چلنگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر