معنی چلندر
4 بازدید
[ چَ لَ دَ ] (اِخ) مؤلف انجمن آرا نویسد: «نام قریه ای است در رستمدار تبرستان، نزدیک «کورشید» که منوچهر پس از فرار از افراسیاب بدانجا آمده خندقی برگرد خود و سپاه خود زد و آب دریا را در آن انداخت و آنجا متحصن شد و عیال و بنهٔ خود را به قلعهٔ «مور» که مانهیر می نامیده اند فرستاد، و صاحب تاریخ مازندران گفته است که در دامن آن کوه که « مور» برفراز آن بوده غاری وجود داشته است که هنوز به دژ منوچهر موسوم است واللََّه اعلم». (از انجمن آرا ذیل لغت چلندر) (از آنندراج ذیل لغت چلندر).[ چَ لَ دَ ] (اِخ) یکی از روستاهای کجور شهرستان نوشهر که در طول راه شوسهٔ نوشهر به بابلسر واقع شده و هوای آن چون سایر نقاط ساحلی معتدل و مرطوب می باشد و محصول عمده اش برنج است. این دهستان از ۹ آبادی تشکیل شده و در حدود ۱۷۰۰ تن سکنه دارد. مرکز دهستان قریهٔ چلندر و قراء مهمش عبارت از دزدک، همزه ده و ملکار است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ چَ لَ دَ ] (اِخ) ده مرکزی دهستان چلندر بخش مرکزی شهرستان نوشهر که در ۱۹ هزارگزی خاور نوشهر و ۳ هزارگزی جنوب راه شوسهٔ نوشهر به بابلسر واقع است. دشت و معتدل است و ۴۳۰ تن سکنه دارد. آبش از رودخانهٔ محلی و چشمه، محصولش برنج. شغل اهالی زراعت و تهیهٔ چوب و زغال و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «چلندر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر