معنی چلمرد
6 بازدید
[ چِ مَ ] (اِ مرکب) چوب گنده و مضبوطی که پس در بسته گذارند. (ناظم الاطباء). از بعضی ثقاة مسموع است که دو چوبی است سوراخ کرده بر پشت در بردو تختهٔ در نصب کنند و چوبی دیگر در آن اندازند برای استحکام. (از آنندراج). کلون. کلید: چل مرد در سرای سنبل خان اند جمعی که به هند راندهٔ ایرانند. سلیم (از آنندراج). || در اصطلاح اهالی فیض آباد محولات بخش تربت حیدریه پایه، و ستونی از خشت و گل است که پشت دیوار شکسته برآرند و بدان وسیله موقتاً دیوار را از سقوط نگهدارند. ستونی از سنگ و خشت و گل که به شکل «گونیا» پشت دیوار شکسته یا کج شده طوری بنا کنند که دیوار برضلع عمودی «گونیا» تکیه دارد و قاعدهٔ گونیا مماس بر زمین است.
کلمات همقافیه با «چلمرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر