معنی چلم
37 بازدید
[ چَ لَ / چِ لِ ] (اِ) چیزی که تنباکو در آن گذاشته آتش بر آن نهند. (آنندراج). مأخوذ از هندی؛ به معنی سر غلیان گلی. (از ناظم الاطباء). مرادف چلیم و سر قلیان (مجموعهٔ مترادفات ص ۱۱۹). حقهٔ قلیان: باقر، چلمی چو نافهٔ آهو کو چون فاخته تا چند زنم کو کوکو در محشر اگر آتش دوزخ بینم فریاد برآورم که تنباکو، کو. باقر کاشی (از آنندراج). و رجوع به چلیم شود. || در افغانستان به معنی مطلق قلیان متداول است. نوعی قلیان که کوزهٔ آن نارگیل است. || نوعی از مخدرات از قبیل بنگ و چرس. قسمی بنگ که درویشان بکار برند. نوعی بنگ و قسمی از مخدرات.[ چَ لَ ] (اِ) در گرگان؛ به «همیشک» که درختچه ای است کوچک و در همهٔ نقاط جنگلهای شمال موجود است، گویند. در تلفظ گرگانیان درختی است که نام علمی آن «داناراسمزا» می باشد. و رجوع به همیشک شود.[ چَ لَ ] (اِ) به لغت اهالی مازندران، چگلگ و توت فرنگی. (ناظم الاطباء).[ چِ لُ ] (عدد ترتیبی، ص نسبی) چهلم و چیزی که در مرتبهٔ چهل واقع شده باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چلم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لم» برای سرودن شعر