معنی چلصبح
5 بازدید
[ چِ صُ ] (اِ مرکب) یعنی آن چهل صباح که در آن تخمیر طینت آدم شده. (آنندراج). آن چهل صبح که در تخمیر خمیر طینت آدم گذشت. (شرفنامهٔ منیری). چهل صبحی که گل آدم تخمیر شده بود. (ناظم الاطباء). مخفف چهل صبح. و به همان معنی. (از آنندراج): نوروز نوشروانشهی چل صبح و شش روزش رهی جاسوس بختش زآگهی دی علم فردا داشته. خاقانی. چل صبح و هشت خلد به نام محمد است زآن عقل حا و میم برین حال دال یافت. سلمان (از شرفنامه). رجوع به چهل صبح شود.
کلمات همقافیه با «چلصبح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بح» برای سرودن شعر