معنی چلسه
5 بازدید
[ چَ سَ ] (ص) خُرد. (صحاح الفرس). کوچک. مقابل بزرگ : بنشست و یکی کاغذک چلسه برون کرد حاصل شده از کدیه به جو جو نه به مثقال. انوری (از صحاح الفرس).
کلمات همقافیه با «چلسه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سه» برای سرودن شعر