معنی چلبله
6 بازدید
[ چُ بُ لَ / لِ ] (اِ) شتاب و اضطراب. (برهان). اضطراب و شتاب و بیقراری. (ناظم الاطباء). شتاب و اضطراب. (لغت محلی شوشتر، نسخهٔ خطی). || چیزی را گفته اند که بطریق انعام یا صلهٔ شعر و جادو به کسی دهند. (برهان) (از رشیدی). به معنی چیزی که به طریق انعام و صله به کسی دهند. (انجمن آرا) (آنندراج). صله و انعام شعر و جز آن. (ناظم الاطباء). || (ص) با شتاب و مضطرب را گویند. (جهانگیری). شتابکار و مضطرب. (رشیدی). شتابزده و مضطرب. (انجمن آرا) (آنندراج). مضطرب. (ناظم الاطباء): ای ز نور رای تو خورشید رخشان در حجاب وی ز جود دست تو ابر بهاری چلبله. ظهیر فاریابی (از جهانگیری).
کلمات همقافیه با «چلبله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر