معنی چقر
6 بازدید
[ چَ قَ ] (ترکی، اِ) شرابخانه. (آنندراج). میخانه و شرابخانه و میکده. (ناظم الاطباء): ز واقفان چو نداند که یار در چقر است بسوی مدرسه سیفی نمی رود ز چقر. سیفی (از آنندراج).[ چَ قْ قِ ] (اِخ) دهی از دهستان مرکزی بخش حومهٔ شهرستان دره گز که در ۳ هزارگزی جنوب خاوری دره گز و ۲ هزارگزی جنوب راه شوسهٔ عمومی دره گز به لطف آباد واقع است. جلگه و معتدل است و ۲۳۱۶ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و بنشن. شغل اهالی زراعت و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ چَ ق قِ ] (اِخ) دهی از دهستان گوکلان بخش مرکزی شهرستان گنبد قابوس که در ۶ هزارگزی جنوب خاوری کلاله واقع است. دامنه و معتدل است و ۳۰۰ تن سکنه دارد. آبش از رودخانهٔ دوچای، محصولش برنج، غلات، حبوبات و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی بافتن پارچه های ابریشمی و نمدمالی و راهش از کلاله اتومبیل رو است. نمد این محل بخوبی معروف است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ چِ قِ ] (اِخ) دهی از دهستان سدن رستاق بخش کردکوی شهرستان گرگان که در ۱۲ هزارگزی خاور کردکوی و ۳ هزارگزی جنوب راه شوسهٔ کردکوی به گرگان واقع است. دامنه و معتدل است و ۱۴۵ تن سکنه دارد. آبش از قنات و رودخانه، محصولش برنج، غلات، حبوبات و توتون سیگار. شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی بافتن شال و کرباس و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «چقر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قر» برای سرودن شعر