معنی چفرسته
5 بازدید
[ چَ رُ تَ / تِ ] (اِ) ماشورهٔ جولاهگان باشد. (برهان). بمعنی «جغرشته» و صورتی از تلفظ و نوشتهٔ آن است. (از انجمن آرا) (آنندراج). ریسمان که برتاتره پیچند و جامه ببافند و «ماشوره» گویند. (رشیدی). ماشورهٔ جولاهگان. (ناظم الاطباء). ماشوره. (فرهنگ نظام). جغرسته و جفرشته و چغرسته. و رجوع به جغرسته و جفرسته و چغرشته شود. || ریسمان خامی را نیز گویند که در وقت رشتن پنبه بر دوک پیچیده شود. (برهان). ریسمان خامی که در وقت رشتن بر دوک پیچد. (ناظم الاطباء). ریسمانی که بر چوبی پیچند و با آن پارچه بافند. (فرهنگ نظام). جفرسته و چفرسته و جغرشته. و رجوع به جغرسته و جفرسته و چغرشته شود.[ چَ رَ تَ / تِ ] (اِ) کلبتین و انبر مانندی که جراحان بدان رگها را گیرند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چفرسته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر