معنی چفت کردن
6 بازدید
[ چِ کَ دَ ] (مص مرکب) در را با زنجیر بستن. (ناظم الاطباء). و رجوع به چفت شود. || محکم کردن و سفت کردن (در تداول روستائیان خراسان). || کنایه از خموش شدن و پرگوئی نکردن و حرف مفت نزدن. (در تداول روستائیان فیض آباد محولات بخش تربت حیدریه).
کلمات همقافیه با «چفت کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر