معنی چفته کردن
5 بازدید
[ چَ تَ / تِ کَ دَ ] (مص مرکب) خم کردن. خماندن. خمیده کردن. منحنی کردن قامت یا پشت و جز آنها: ورهمی چفته کند قد مرا گو چفته کن چفته باید چنگ تا بر چنگ ترک آواکند. منوچهری. رجوع به چفته و چفته شدن شود.
کلمات همقافیه با «چفته کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر