معنی چغنست
5 بازدید
[ چَ نَ ] (اِ) چغبت و چغنت و حشو. (ناظم الاطباء). پشم و پنبه ای که در میان لحاف و نهالی و قبا و مانند آن کنند. که درون نهالی و بالش و لحاف و ابره و آستر قبا و جز آن گذارند. و رجوع به چغت و چغنت و چغنوت شود.
کلمات همقافیه با «چغنست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر