معنی چغندر پخته
6 بازدید
[ چُ غُ دَ رِ پُ تَ / تِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) چغندری که آن را در آب یا بوسیلهٔ بخار پخته باشند یا با آتش کباب کرده باشند تا لایق خوردن آدمیان باشد. در تداول بیشتر مردم ایران آن را لَبو گویند.
کلمات همقافیه با «چغندر پخته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر