معنی چغلی
6 بازدید
[ چُ غُ ] (حامص) کارپنهان مردمان را بکسی گفتن. (ناظم الاطباء). عمل شخص چغل. (از رشیدی). سعایت. تضریب. خبردادن خطا و جرم کسی به بزرگتری. خبرچینی. نمامی. عمل بعضی از شاگردان دبستانها و دبیرستانها که خطاهای یکدیگر را به آموزگار یا دبیر اطلاع میدهند. و رجوع به چغل و چغل خوری و چغلی کردن شود. || غیبت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چغلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر