معنی چغربیک
6 بازدید
[ چِ بَ ] (اِخ) ابوسلیمان چغری بک داودبن میکائیل بن سلجوق پدر الب ارسلان. جغربک. جغری بک. جقربک. جقری بک. چغری بک: و میکائیل در ایام جوانی در حین محاصرهٔ قلعه ای از قلاع ترکستان بزخم تیری کشته شد و از او دو پسر ماند: طغرل بیک محمد و چغر بیک داود. (حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۴۸۰): و چون طغرل بیک و چغربیک این خبر شنیدند از توجه سپاه غزنین اندیشیده عیال و اطفال خود را در مواضع حصین مضبوط ساختند و دست به نهب و تاراج اموال رعایا دراز کرده صدای مخالفت در خراسان انداختند. (حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۴۸۲). خواجه نظام الملک از صحبتش [ صحبت ابن شاذان عمید بلخی ] متنفر گشته بمرو گریخت و عز بساط بوسی چغربیک سلجوقی حاصل کرده شمهّ ای از احوال خود معروض داشت و چغربیک را حسن تقریر نظام الملک دلپذیر افتاده... خواجه را به الب ارسلان سپرد. (حبیب السیر ج ۲ ص ۴۹). و رجوع به جغربیک و جغری و چغری بک و چغری سلجوقی شود.
کلمات همقافیه با «چغربیک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر