معنی چغاله
5 بازدید
[ چَ لَ / لِ ] (اِ) میوهٔ نارس را گویند. (برهان). بمعنی میوهٔ نارس میباشد. (انجمن آرا) (آنندراج). میوهٔ نارس. (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام). در تداول عامهٔ خراسانیان بر بادام و زردآلو و گوجه و این قبیل میوه ها که نارس باشند اطلاق میشود. و رجوع به آله شود. بادام سبز نارس که درون بر آن سخت نشده باشد: چغاله بادام. || جوقی از مرغان بود. (فرهنگ اوبهی). جمعیت طیور. (شعوری). جغاله. چقاله. جفاله : ز مرغ و آهو دانم به جویبار و بدشت ازین چغاله چغاله وز آن قطار قطار. عنصری (از فرهنگ اوبهی) ؟ پراکنده هامون و گردان همه ز مرغان چغاله ز غُرمان رمه.اسدی. و رجوع به جغاله و جفاله شود.
کلمات همقافیه با «چغاله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر