معنی چشک
6 بازدید
[ چِ شَ / چِ ] (ص) بمعنی افزون و غالب. (برهان) (جهانگیری) (آنندراج). افزون. (انجمن آرا). افزون و غالب. (فرهنگ نظام). بیش. زیاد. فراوان. بسیار: خرد چون شود کمتر و کام چشک چنان دان که دیوانه گردد بچشک . فردوسی (از انجمن آرا). || (اِ) زیادتی و افزونی. (برهان) (آنندراج). افزونی و فراوانی و بسیاری. (ناظم الاطباء). برتری و بیشتری. || غالب شدن و غلبه. (برهان) (آنندراج). غلبه کردن. (انجمن آرا). غالب شدگی و غلبه. (ناظم الاطباء). || (ص) فاتح و مظفر و دارای زبردستی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چشک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شک» برای سرودن شعر