معنی چشک

معنی چشک

6 بازدید
[ چِ شَ / چِ ] (ص) بمعنی افزون و غالب. (برهان) (جهانگیری) (آنندراج). افزون. (انجمن آرا). افزون و غالب. (فرهنگ نظام). بیش. زیاد. فراوان. بسیار: خرد چون شود کمتر و کام چشک چنان دان که دیوانه گردد بچشک . فردوسی (از انجمن آرا). || (اِ) زیادتی و افزونی. (برهان) (آنندراج). افزونی و فراوانی و بسیاری. (ناظم الاطباء). برتری و بیشتری. || غالب شدن و غلبه. (برهان) (آنندراج). غلبه کردن. (انجمن آرا). غالب شدگی و غلبه. (ناظم الاطباء). || (ص) فاتح و مظفر و دارای زبردستی. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «چشک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید