معنی چشم مالیدن
5 بازدید
[ چَ / چِ دَ ] (مص مرکب) مالیدن چشم. مالش دادن پلک چشم. || هوشیار شدن و از غفلت برآمدن. (آنندراج). از خواب غفلت بیدار شدن. - چشمت را بمال؛ یعنی درست حواست را جمع کن و خوب دیدهٔ بینش خود را بگشای : سگ بنطق آمد که ای صاحب کمال بی حیا من نیستم، چشمت بمال. شیخ بهائی.
کلمات همقافیه با «چشم مالیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر