معنی چشمهٔ شیر
[ چَ / چِ مَ / مِ یِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) جوی شیر که در بهشت است. نهری از لبن در بهشت : خداوند جوی و می و انگین همان چشمهٔ شیر و ماء معین.فردوسی. || کنایه است از برجی از بروج دوازده گانه. کنایه از برج اسد است : چو برزد سر از چشمهٔ شیر شید جهان گشت چون روی رومی سپید. فردوسی. || کنایه است از پستان معشوق. (مجموعهٔ مترادفات ص ۷۷).[ چَ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان یخاب بخش طبس شهرستان فردوس که در ۱۷۵ هزارگزی شمال خاوری طبس واقع است. کوهستانی و گرمسیر است و ۷۷ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و ذرت، شغل اهالی زراعت و گله داری و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «چشمهٔ شیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر