معنی چشمهٔ سوزن

معنی چشمهٔ سوزن

[ چَ / چِ مَ / مِ یِ زَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) چشم سوزن را گویند. (انجمن آرا). کنایه از سوراخ سوزن است. (آنندراج). سَمُ الخِیاط: این جهان با دل تو تنگ تر است از دل مور و چشمهٔ سوزن. فرخی. تا پیل چو یک فریشم پیله اندر نشود بچشمهٔ سوزن شاها تو بزیر فر یزدان مان بدخواه تو زیر دست آهرمن. عسجدی. چشمهٔ سوزن محیط بحر نتواند شدن در دل تنگم محیط بحر چون گنجیده است. صائب (از آنندراج). و رجوع به چشم سوزن شود. || کنایه از نهایت تنگی. (برهان). بمعنی تنگی نیز آمده. (انجمن آرا): سوراخی به تنگی چشمهٔ سوزن. || تنگ چشمی باشد. (برهان). کنایه از تنگ چشمی و تنگ نظری. و رجوع به چشم سوزن شود. || باصطلاح لوطیان کنایه از فرج است. (از آنندراج): مستور گلی که پرده اش دامن تست لب تشنه بسان چشمهٔ سوزن تست. هر لحظه شکفتن و دگر غنچه شدن رسمی است که مخصوص گل گلشن تست. شفائی (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «چشمهٔ سوزن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید