معنی چشمهٔ روشن

معنی چشمهٔ روشن

4 بازدید
[ چَ / چِ مَ / مِ یِ رَ / رُو شَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کنایه از خورشید عالم آراست. (برهان). کنایه از آفتاب عالمتاب. (انجمن آرا) (آنندراج). خورشید. (ناظم الاطباء). کنایه از مهر و هور و کنایه از نور و روشنائی آن. چشمهٔ خور. چشمهٔ خاوری : اندر آن صحرا که شیران دو لشکر صف کشند و آسمان از بر همی خواند بریشان اقترب چشمهٔ روشن نبیند دیده از گرد سپاه بانگ تندر نشنود گوش از غو کوس و چلب. فرخی (دیوان ص ۶). روزی که ز نعل مرکبان افتد در زلزله جرم مرکب غبرا از تیره غبار، چشمهٔ روشن تاریک شود چو چشم نابینا.مسعودسعد. چو ناپدید شد از چشم چشمهٔ روشن دراز گشت شب دیریاز را دامن. (از انجمن آرا). رجوع به چشمهٔ خاوری و چشمهٔ خور شود.

کلمات هم‌قافیه با «چشمهٔ روشن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید