معنی چشمهٔ خون
5 بازدید
[ چَ / چِ مَ / مِ یِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) ظاهراً دل و آن شکل صنوبری است. (آنندراج). دل و قلب. (ناظم الاطباء). کنایه از دل است. || چشمه ای که دارای خون است و چشمه ای که خون بجای آب از آن جاری است. || جوی خون. کنایه است از باران : وز میغ سیه چشمهٔ خون ریزانست تا باد دگر ز میغ بردارد چنگ.منوچهری.
کلمات همقافیه با «چشمهٔ خون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر