معنی چشمهٔ خور
4 بازدید
[ چَ / چِ مَ / مِ یِ خوَرْ / خُر ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) آفتاب. (ناظم الاطباء). قرص خورشید. خورشید: بفسرد چون نمک ز چشمهٔ خور چشمهٔ خور ز آذر تیغش.خاقانی. نور گیتی فروز چشمهٔ خور زشت باشد بچشم موشک کور.سعدی. بگفت آنچه دانست و شایسته گفت بگل چشمهٔ خور نشاید نهفت.سعدی. رجوع به چشمهٔ خورشید شود.
کلمات همقافیه با «چشمهٔ خور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر