معنی چشمهٔ آفتاب

معنی چشمهٔ آفتاب

5 بازدید
[ چَ / چِ مَ / مِ یِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از خورشید و خور و شمس. عین الشمس. قرص آفتاب. چشمهٔ روشن. عَین. (منتهی الارب). غَزالَة. (منتهی الارب): بپوشیده شد چشمهٔ آفتاب ز پیکانهای درخشان چو آب.دقیقی. چشمهٔ آفتاب و زهره و ماه تیر و برجیس و کوکب بهرام.خسروی. یکی لشکر آراست افراسیاب که تاریک شد چشمهٔ آفتاب.فردوسی. درخشی بزد چشمهٔ آفتاب سر شاه گیتی برآمد ز خواب.فردوسی. همی جنگ را ساخت افراسیاب همی بود تا چشمهٔ آفتاب برآید رخ کوه رخشان کند زمین چون نگین بدخشان کند.فردوسی. ربع ارتفاع سوی چشمهٔ آفتاب کن تاپشت اسطرلاب سوی تو بود. (التفهیم). از کف زرفشان او خجلند چشمهٔ آفتاب و چشم سحاب.سوزنی. درخشیدن تیغ آیینه تاب درخشانتر از چشمهٔ آفتاب.نظامی. گر ببندد بروز شب پره چشم چشمهٔ آفتاب را چه گناه.سعدی. و رجوع به چشمهٔ خور و چشمهٔ خورشید و چشمهٔ روشن شود.

کلمات هم‌قافیه با «چشمهٔ آفتاب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید