معنی چشمهٔ آب
4 بازدید
[ چَ / چِ مَ / مِ یِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) چشمه؛ جایی که آب بطور طبیعی از زمین یا کوه جوشد و جاری شود. آبی که از چشمه خیزد. فَوّارَه. (منتهی الارب): ز پرِّ پشه تا پی ژنده پیل همه چشمهٔ آب و دریای نیل.فردوسی. اگر چشمهٔ آب یابی چو زهر از آن آب مرغ و ددان راست بهر.فردوسی. شود در جهان چشمهٔ آب، خشک ندارد به نافه درون، بوی مشک.فردوسی. آتش تیز تاب خشم بود چشمهٔ آب نور چشم بود.سنائی. یک چشمهٔ آب از درون خانه به ز آب جویی که از برون می آید.سنائی.
کلمات همقافیه با «چشمهٔ آب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آب» برای سرودن شعر