معنی چشمهچشمه
5 بازدید
[ چَ / چِ مَ / مِ چَ / چِ مَ / مِ ] (ص مرکب) سوراخ سوراخ و متخلخل. (ناظم الاطباء). مشبک و خانه خانه چون لانهٔ زنبور: یکی کرته هر یک بپوشیده تنگ همه چشمه چشمه بنقش و برنگ.اسدی. همچون خزینه خانهٔ زنبور خشکسال از باد چشمه چشمه دماغ خرابشان. خاقانی. صحن مجلس در مدور جام نوشین چشمه یافت کانچنان هم چشمه چشمه هم مدور ساختند. خاقانی. رجوع به چشمه شود.
کلمات همقافیه با «چشمهچشمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر