معنی چشمهزار
5 بازدید
[ چَ / چِ مَ / مِ ] (اِ مرکب) محلی که در آن چشمه های بسیار باشد. مؤلف آنندراج نویسد: «از عالم نمکزار و نمکسار است». (از آنندراج). دشت یا کوه یا جنگلی که در آنجا چشمهٔ آب بفراوانی یافت شود. چشمه سار: دیر زی ای صدر کز مدیح تو خواندن آب حیاتست چشمه زار لسانم.سوزنی. فروغ شعلهٔ قهرت فتد چو در ارحام بچشمه زار برآید سمندر از خرچنگ. عوفی (از آنندراج). رجوع به چشمه سار شود.
کلمات همقافیه با «چشمهزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر