معنی چشمسپید کردن
5 بازدید
[ چَ / چِ سَ / سِ کَ دَ ] (مص مرکب) روشن کردن. (آنندراج). ظاهراً روشن کردن چشم : از بخت تیره سرمهٔ بینش طلب چو شمع چشم طمع سپید بهر توتیا مکن. اسیر (از آنندراج). || کور کردن چشم. رجوع به چشم سپید و چشم سپید شدن شود.
کلمات همقافیه با «چشمسپید کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر