معنی چشمسفید
4 بازدید
[ چَ / چِ سَ / سِ ] (ص مرکب) گستاخ و بی شرم و بی حیا و بی ادب. (ناظم الاطباء). لجوج و پررو و حرف نشنو. چشم سپید و وقیح. || کنایه از چشم کور و نابینا. (آنندراج). مرادف چشم شکسته و دیدهٔ سفید. (از آنندراج): ورق دیدهٔ یعقوب همین مضمون داشت که شود صبح طرب چشم سفید آخر کار. خواجه آصفی (از آنندراج). رجوع به چشم سپید شدن شود.
کلمات همقافیه با «چشمسفید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر