معنی چشمزنی کردن
3 بازدید
[ چَ / چِ زَ کَ دَ ] (مص مرکب) منع کردن و تعرض نمودن و ممانعت کردن. || در حبس کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چشمزنی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر