معنی چشمزخ
5 بازدید
[ چَ / چِ زَ ] (اِ مرکب) مرخم چشم زخم است. چشزخ. (انجمن آرا) (آنندراج). چشم بد. نظر بد. عین الکمال : گردون، و ان یکاد همی خواند و قل اعوذ از بهر چشمزخ که نه اش نام و نه نشان. کمال اسماعیل (از انجمن آرا). عطارد را بدوزم دیدهٔ بد که جادو خامه ام را چشم زخ زد. عمید (از انجمن آرا). رجوع به چشزخ و چشم زخم شود.
کلمات همقافیه با «چشمزخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زخ» برای سرودن شعر