معنی چشمدرد
4 بازدید
[ چَ / چِ دَ ] (اِ مرکب) درد چشم. (آنندراج). وجع چشم. بیماری چشم. نوعی درد که چشم را رسد: گر از من بچشمی رسد چشم درد توانم در او توتیا نیز کرد. نظامی (از آنندراج). خیالت پیشوای خواب و خوردم غبارت توتیای چشم دردم. نظامی (از آنندراج). فقیهی به ز افلاطون که آن کش چشم درد آید یکی کحال کامل به ز صد عطار کژدانش. خاقانی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «چشمدرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر