معنی چشمخورده
5 بازدید
[ چَ / چِ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) چیزی که آنرا چشم زخم رسیده باشد. (آنندراج). کسی یا چیزی که چشم بد بدو رسیده باشد: کرد از یک نگاه گنبد قاب چون عمارات چشم خورده خراب. میریحیی شیرازی (در تعریف طباخ، از آنندراج).
کلمات همقافیه با «چشمخورده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر