معنی چشمتنگ
5 بازدید
[ چَ / چِ تَ ] (ص مرکب) تنگ چشم. نظرتنگ. بخیل و حسود. رجوع به چشم تنگی شود. || کنایه از ترکان و مغولان که چشمان تنگ دارند: گفت کای چشم تنگ تاتاری صید ما را بچشم می ناری؟نظامی.
کلمات همقافیه با «چشمتنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر