معنی چشمانداز
6 بازدید
[ چَ / چِ اَ ] (اِ مرکب) منظر و مد بصر. (ناظم الاطباء). منظرهٔ وسیع باصفا. (فرهنگ نظام). چشم افکن. منظره. دورنما. رجوع به چشم افکن شود. || نگاه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چشمانداز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر