معنی چشمآغیل
5 بازدید
[ چَ / چِ ] (اِ مرکب) به خشم نگریستن بود. (فرهنگ اسدی). بقهر و غضب بگوشهٔ چشم نگاه کردن باشد. (برهان). بگوشهٔ چشم نگریستن بود. (جهانگیری). بگوشهٔ چشم نگریستن از روی قهر بر دشمن (انجمن آرا) (آنندراج). بمعنی چشم آغل و چشم آغول. (از ناظم الاطباء). نظر بگوشهٔ چشم بنشانهٔ خشم. چشم زهره. نگاه چپ چپ : گر کند شهریار خصم شکار سوی گردون نظر بچشماغیل اختران بر زمین نهند ز بیم از پی بندگی شاه تویل. شمس فخری (از انجمن آرا). || (نف مرکب) نگاه کننده را نیز گویند. (برهان). رجوع به چشم آغل و چشم آغول و چشم آلوس شود.
کلمات همقافیه با «چشمآغیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر