معنی چشمآغل
3 بازدید
[ چَ / چِ غِ / غُ ] (اِ مرکب) چشمالوس و نگریستن بیک گوشهٔ چشم بود. (از حاشیهٔ فرهنگ اسدی چ اقبال ص ۱۹۹). از گوشهٔ چشم نگاه کردن باشد، اعم از قهر و غضب یا غمزه و ناز. (برهان). بگوشهٔ چشم نگریستن از روی قهر بر دشمن. (انجمن آرا) (آنندراج). بمعنی چشم آغیل است. (جهانگیری). نگاه از گوشهٔ چشم خواه، از قهر و غضب باشد و یا غمزه و ناز. (ناظم الاطباء). چشم آغیل. چشم آغول. چشمالوس. چشم زهره. چشم غره : نرمک او را سلام کردم دی کرد سویم نگه بچشم آغل . حکاک (از حافظ اوبهی). رجوع به چشم آغول و چشم آغیل و چشمالوس شود. || (نف مرکب) نگاه کننده را نیز گویند. (برهان). آنکه بخشم یا بناز از گوشهٔ چشم نگرد. رجوع به چشم آغلیدن شود.
کلمات همقافیه با «چشمآغل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غل» برای سرودن شعر