معنی چشخام
5 بازدید
[ چَ ] (اِ) دانهٔ سیاهی باشد لغزنده که آن را در داروهای چشم بکار برند. (برهان) (آنندراج). بمعنی چشام است. (جهانگیری). چاکسو و چشام. (ناظم الاطباء). داروی چشم. چِشْم : چون از رمد تو بگذرد روزی چند تا آهوی صحتت درآید بکمند چشخام و نبات مصری و مامیران باید چو غبار کرد و در چشم افکند. یوسفی (از جهانگیری). رجوع به چاکسو و چشام و چشم شود.
کلمات همقافیه با «چشخام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر