معنی چس و فس
7 بازدید
[ چُ سُ فِ ] (اِ مرکب، از اتباع) خرت و پرت. خرده ریز ناقابل. در تداول عامه، چیزهای بیهوده و بیمصرف. - امثال: با این چس و فسها قبر آقا ساخته نمی شود،قبر آقا گچ میخواهد و آجر. رجوع به چس و پس شود.
کلمات همقافیه با «چس و فس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فس» برای سرودن شعر