معنی چسپ
7 بازدید
[ چَ ] (اِ) هرمادهٔ چسبنده ای که بوسیلهٔ آن دو چیز را بیکدیگر چسبانند. لعاب لزجی که چسباندن چیزها را بکار آید. ماده ای از نوع سریش و امثال آن که بدان کاغذ و چیزهای دیگر را بچسبانند. رجوع به چسب شود. || (ص) چسپیده. متصل. چنانکه در تداول عامه گویند: لباسش چسپ تن است. یا چسپ هم نشسته اند. || چالاک. فرز. جلد. چست. تر و چست. رجوع به چسپان شود.
کلمات همقافیه با «چسپ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سپ» برای سرودن شعر