معنی چسونه
6 بازدید
[ چُ نَ / نِ ] (ص نسبی) در تداول عامه، آنکه بسیار فسوه کند. چسو. آنکه بسیار تُس دهد. آن کس که بسیار چسد. رجوع به چس و چسو شود. || (اِ مرکب) جانورکی چون خنفساء و درازتر از آن که در خانه های مرطوب در زیر فرشها پیدا شود، و چون دست بدو زنند بوی عفن از خود پراکند. چسینه. خرچسونه. رجوع به چسینه شود. || در اصطلاح عامه، نوعی دشنام برای تحقیر کسی. آدمی پست و نالایق. شخص بی ارزش و بی اهمیت. - امثال: این چسونه هم خودش را داخل آدم میداند.یا: آن چسونه چه داخل آدم است؟
کلمات همقافیه با «چسونه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر