معنی چسنگ
6 بازدید
[ چَ سَ ] (ص) مردم کل و کچل را گویند. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). آدمی کل را خوانند و آنرا کچل نیز خوانند. (جهانگیری). مردم کچل. (فرهنگ نظام): سرمست کون فراخ چو در آب غرقه شد خاشاک وار بر سر آب آمد آن چسنگ. سوزنی (از جهانگیری). || (اِ) داغ پیشانی را نیز گفته اند که از کثرت سجده کردن یا بسبب دیگر شده باشد. (برهان) (آنندراج). در بعضی از فرهنگها بمعنی داغ پیشانی آمده است. (جهانگیری) (فرهنگ نظام). داغ پیشانی که از کثرت سجده کردن و یا بسبب دیگر عارض شده باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چسنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر