معنی چستسواری
4 بازدید
[ چُ سَ ] (حامص مرکب) چابک سواری. جلد و چالاک بودن در سواری اسب. سوارکاری : بشکسته دلیران را از چست سواری صف مرکب شده ناپیدا، در دست عنان مانده.عطار.
کلمات همقافیه با «چستسواری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر