معنی چسانفسان
6 بازدید
[ چِ فِ ] (اِ مرکب، از اتباع) چاسان فاسان. در تداول عامه، آرایش. بزک. توالت. آراستگی سر و بر. آرای گیرای (در اصطلاح اهالی فیض آباد محولات بخش تربت حیدریه). رجوع به چاسان فاسان و چسان فسان کردن شود.
کلمات همقافیه با «چسانفسان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر