معنی چزاندن
6 بازدید
[ چَ / چِ دَ ] (مص) آزار سخت دادن، در زبان تکلمی اصفهان. (فرهنگ نظام). در تداول عامه (از جمله در تهران) ضعیف و زبونی را بگفتار یا بکردار آزار کردن. المی به جسم یا روح ضعیف تر از خود رسانیدن. || حق ضعیفی، چون طفل صغیر و مانند او را کم دادن. پامال کردن حق ضعفاء. رجوع به چزانیدن شود.
کلمات همقافیه با «چزاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر