معنی چریکی
5 بازدید
[ چَ / چِ ] (ص نسبی، اِ) منسوب به چریک. مردم چریک. ج، چریکیان : دیگر باید که جماعت چریکیان با املاک و زمین ملاک و ارباب و اوقاف تعلق نسازند. (تاریخ غازانی ص ۳۰۶). و این چریکیان زراعت آنجا به اسیران و غلامان خود کرده باشند. (تاریخ غازانی ص ۳۰۶). رجوع به چریک شود.[ چَ / چِ ] (ص نسبی، اِ) منسوب به چریک. مردم چریک. ج، چریکیان : دیگر باید که جماعت چریکیان با املاک و زمین ملاک و ارباب و اوقاف تعلق نسازند. (تاریخ غازانی ص ۳۰۶). و این چریکیان زراعت آنجا به اسیران و غلامان خود کرده باشند. (تاریخ غازانی ص ۳۰۶). رجوع به چریک شود.
کلمات همقافیه با «چریکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر