معنی چرکآلود
6 بازدید
[ چِ ] (ن مف مرکب) چرکین. (آنندراج). چرکین و ناپاک و پلید و ملوث و کثیف. (ناظم الاطباء). چرک آلوده. چرکن. || زخم آلوده به چرک و ریم. ریمناک. رجوع به چرک و چرک آلوده و چرکین شود.
کلمات همقافیه با «چرکآلود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر