معنی چرچر
9 بازدید
[ چَ چَ ] (اِ) ظاهراً ترکیبی از چر یا چرا است و در تداول عامه جز با ترکیب بکار نرود. - چرچرش راه بودن، چرچر کسی براه بودن؛ کنایه است از اسباب عیش و خوراک و پوشاک او بخوبی فراهم بودن. - چرچر کسی را براه انداختن؛ اسباب عیش و نوش و خورد و خوراک او را فراهم کردن. رجوع به چرچر کردن شود.[ چِ چِ ] (اِخ) دهی از حومهٔ بخش زنوز شهرستان مرند که در ۱۵هزارگزی شمال مرند، در مسیر شوسه و خط آهن مرند به جلفا واقع است. جلگه و سردسیر است و ۱۰۰ تن سکنه دارد. آبش از رودخانه و چشمه، محصولش غلات و ارزن، شغل اهالی زراعت و گله داری و راهش شوسه است. در این ده ایستگاه ترن برای آبگیری وجود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «چرچر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چر» برای سرودن شعر